تبليغاتX
 
آموزش زبان انگلیسی
 
 

"Love is when someone hurts you And you get so mad but you don't yell at him......

 Because you know it would hurt his feelings."

 

  نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

چرا بزرگسالان باید انگلیسی بیاموزند ؟  

 

هم اکنون بسیاری از بزرگسالان در سرتاسر جهان انگلیسی صحبت می کنند.همچنین تعداد زیادی از بزرگسالان نیز می خواهند که انگلیسی را یاد بگیرند یا مجبور به یادگیری آن هستند.

جدای از هدف یادگیری انگلیسی ، انجام این کار می تواند گام بسیار مهمی در زندگی شما باشد. مطمئنا این کار مستلزم مقداری کار و تلاش از جانب شما خواهد بود.

اما در نهایت در خواهید یافت که یادگیری انگلیسی ارزش این تلاش ها را دارد. بنابراین می خواهیم یک بررسی دقیق تری بر این موضوعات داشته باشیم که نخست : چرا به عنوان یک بزرگسال باید انگلیسی را یاد بگیریم و سپس یادگیری آنلاین انگلیسی برای بزرگ سالان چه مزیتی دارد؟!

 دلایل یادگیری انگلیسی به عنوان یک بزرگسال :

قبل از هر چیز خیلی مهم است که شما اهداف خودتان را از یادگیری انگلیسی به عنوان یک فرد بزرگسال در نظر بگیرید. ممکن است تا کنون به این مسئله فکر نکرده باشد که یادگیری انگلیسی چقدر می تواند برای شما مهم باشد. در ادامه دلایلی را که شما باید اقدام به یادگیری انگلیسی کنید ، بیان شده است.

1) ارتقاء شغلی :

یادگیری زبان انگلیسی می تواند یک راه بسیار مفید برای ارتقاء شغلی شما نیز باشد. تعداد زیادی از شرکت ها همیشه به دنبال کارمندانی هستند که قادر به صحبت کردن به زبان انگلیسی باشند. بنابراین توانایی صحبت به زبان انگلیسی هنگام درخواست های شغلی برای شما به عنوان یک امتیاز محصوب خواهد شد. هر چقدر که حیطه کاری آن شغل جهانی تر باشد توانایی صحبت به زبان انگلیسی نیز برای آن مهم تر خواهد بود. بنابراین از همین حالا اقدام به یادگیری زبان کنید.


2) سلامت مغز :

سالم نگه داشتن مغز بسیار مهم است و شما باید همیشه در حال یادگیری باشید تا بتوانید مغز خود را فعال نگه دارید. یادگیری انگلیسی در بزرگسالی می تواند به شما کمک کند که مغز خود را در وضعیت مناسبی نگه دارید و این موضوع اثبات شده است که شرکت در فعالیت هایی مانند یادگیری زبان می تواند خطر مشکلاتی مانند بیماری آلزایمر را کاهش دهد.

 

3) آموزش به فرزندانتان :

اگر خودتان نتوانید انگلیسی صحبت کنید ، آموزش زبان به فرزندانتان سخت خواهد بود و سخت تر از آن فهماندن این موضوع به آنان است که یادگیری انگلیسی چقدر اهمیت دارد. بنابراین اگر انگلیسی را فراگرفته باشید ، خواهید توانست دانش زبانی خود را به فرزندانتان نیز آموزش دهید ، حتی اگر آن ها هنوز خیلی جوان باشند.

 

4) فرصت های مسافرتی :

 یکی از دلایل ضرورت یادگیری انگلیسی توسط بزرگسالان فرصت های مسافرتی است. بسیاری از افراد تصمیم می گیرند که تعطیلات را در یک کشور انگلیسی زبان بگذرانند و اگر زبان آن کشور را ندانند ، گشت و گذار در آن کشور دشوار خواهد بود. یادگیری انگلیسی راهی بسیار عالی برای کسانی خواهد بود که می خواهند به یک کشور انگلیسی زبان سفر کنند.شما نیز پی خواهید برد که اگر زبان کشوری که به آن سفر کرده اید را بدانید ، سفر شما بسیار هیجان انگیزتر و جذاب تر خواهد بود. بنابراین اگر می خواهید از فرصت های مسافرتی به کشورهای انگلیسی زبان لذت ببرید ، قبل از رفتن اقدام به یادگیری انگلیسی نمایید

  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 
زبان آموز گرامی، زبان چیزی نیست که بامدرک بتوان یادگیری آن را اثبات کرد، اگر کسی از شما به اینگلیسی سوالی بپرسد و شما قادر باشید که به راحتی با او مکالمه نمایید آن شخص سطح شما را از زبان متوجه می شود اما آیا می توانید به جای مکالمه نمودن به او مدرک نشان بدهید؟
  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 
من می خواهم فقط صحبت کنم به بقیه چیزهای زبان کاری ندارم، این دوره به درد من می خوره؟
هیچ دوره ای بدرد شما نمی خورد، چون با این طرز تفکر اشتباه هیچ وقت زبان یاد نخواهد گرفت.
شما اگر یاد نگیرد که خوب بشنوید نمی توانید خوب صحبت کنید و یا اگر با مطالعه دایره لغات خود را افزایش ندهید بوسیله چه جیزی می خواهید مکالمه نمایید. (The skills of speaking, reading and writing reinforce one another)

اگر فقط می خواهید مکالمه تان تقویت شود، شاید یادگیری زبان اشاره برای شما مناسب تر باشد.
  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 

در مرحله چهارم : بدون استفاده از کتاب یکبار دیگر به نوار گوش دهید و میزان درک مطلب خود را بسنجید .
اگر پس از خوب گوش دادن به نوار ، متن نوار را با صدای خود بر روی یک کاست ضبط کنید و سپس به صدای خود گوش کنید متوجه اشکالهای گفتاری خود می شوید و بهتر می توانید آنها را برطرف کنید .
بنابراین از این تمرین برای افزایش مهارت در گفتگو و قدرت درک شنیداری خود استفاده کنید .

فراگیری ساختار دستوری و املاء

همزمان با پیشرفت در زمینه افزایش واژگان بتدریج شروع به آشنا شدن با ساختار دستوری زبان مورد نظر بنایید .
در این زمینه توصیه می شود که ابتدا ساختارهای اساسی و پایه جملات را بیاموزید و با تمرین کافی بر آنها مسلط شوید . و بعد به سراغ یاد گرفتن نکات ریز دستوری مانند کاربرد حروف ربط و اضافه مختلف بروید .
برای آموختن املای لغات تا می توانید تمرین کنید . املای لغاتی را که به نظرتان مشکل می آیند چندین بار بنویسید اگر ترتیب نوشتن حروف را در یک لغت فراموش می کنید و جابجا می نویسید ، سعی کنید که به تدبیری این فراموشی و جابجایی را به حداقل برسانید به عنوان مثال اگر ترتیب نوشتن حروف e و a و u در لغت beautiful را فراموش می کنید ، شاید بد نباشد اگر این کلمه را به صورت «بی إ یوتیفول» چند بار تکرار کنید . تا حروف به صورت eau  در خاطرتان بماند.
آموختن تلفظ صحیح کلمات و آشنا بودن با صداهای مختلف در کلمات (phonetics) در فرهنگ لغات نیز به شما کمک می کند که بتوانید املای لغاتی را که می شنوید حدس بزنید .
فهرستهای کوتاهی از لغاتی که املای آنهارا فراموش می کنید تهیه کنید و آنها را در جایی بگذارید که در معرض دید باشند و در طول روز مرتب آنها را ببینید قسمتهایی از هر لغت را که بیشتر در املای آن اشتباه می کنید با یک رنگ دیگر بنویسید تا توجه دیدتان بیشتر روی این قسمتها قرار بگیرد .
اگر واقعا تمایل دارید که یک زبان را بیاموزید باید با آن زبان فکر کنید ، صحبت کنید ، بنویسید ، بخوانید ، غذا بخورید و بخوابید . هر آنچه را که در طول یک روز به زبان مادریتان بیان می کنید تا جائی که می توانید به زبانی که می آموزید ، ترجمه کنید تنها در صورت استفاده روزانه و مداوم می توانید یک زبان را فرا بگیرید . در غیر این صورت یادگیری شما ناقص و کوتاه مدت خواهد بود .

 
  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 

نحوه خواندن زبانهای خارجی  

اولین توصیه ای که میتوان به یک زبان آموز کرد ، آن است که از هر فرصت برای آموختن لغات و اصطلاحات جدید و نیز تکرار آموخته ها استفاده کند . زمانهایی که عملاً تلف شده محسوب می شوند ، بهترین فرصتها برای تکرار آموخته ها هستند . مثل زمانهایی که در ترافیک و یا ایستگاه اتوبوس تلف می شوند . یا زمانی که منتظر یک دوست هستید تا سر قرار حاضر شود و یا زمانی که در مطب پزشک منتظر هستید و ...

 

اولین توصیه ای که میتوان به یک زبان آموز کرد ، آن است که از هر فرصت برای آموختن لغات و اصطلاحات جدید و نیز تکرار آموخته ها استفاده کند . زمانهایی که عملاً تلف شده محسوب می شوند ، بهترین فرصتها برای تکرار آموخته ها هستند . مثل زمانهایی که در ترافیک و یا ایستگاه اتوبوس تلف می شوند . یا زمانی که منتظر یک دوست هستید تا سر قرار حاضر شود و یا زمانی که در مطب پزشک منتظر هستید و ...
به این منظور خوب است که همیشه خلاصه نکات جدیدی را که آموخته اید همراه داشته باشید . مثل خلاصه نکات گرامری ، لغاتی که بیشتر فراموش می شوند و یا لغاتی که املای آنها به نظرتان مشکل می آید ، حروف ربط و اضافه و کاربرد آنها و یا افعال بی قاعده و بطور کلی مطالبی که فکر می کنید امکان فراموشی آنها بیشتر است . البته چنین خلاصه ها و فهرستهایی باید تا حد امکان کوتاه باشند. تکرار مطالب مشابه و حفظ کردن آنها از روی فهرستهای طولانی ، موجب تداخل بیشتر آنها می شود .
یک بخش مهم در یادگیری زبان خارجی ، بخاطر سپردن لغات ، تلفظ و نحوه کاربرد آنهاست .
به هنگام برخورد با یک لغت جدید در یک متن یا یک گفتگو ، بهترین کار آن است که ابتدا سعی کنید معنی لغت را حدس بزنید.این کار را با توجه به مفهوم جمله وجملات قبل و بعد از آن انجام دهید.
چنانچه مشغول مطالعه ی یک متن هستید ،ابتدا یک بار تمام متن را تا انتها بخوانید تامفهوم ومنظور اصلی متن را دریابید،سپس به  سراغ  لغاتی  بروید که معنی آنها را نمی دانید .
دریافتن مفهوم اصلی متن ، به حدس زدن معانی لغات کمک می کند .
همچنین چنانچه مشغول شنیدن یک گفتگو هستید بر روی لغاتی که معنی آنها را نمی دانید مکث نکنید و متمرکز نشوید . سعی کنید تا انتهای صحبت را بشنوید و بعد در مورد لغات جدید فکر کنید . پس از آنکه معنی لغات جدید را حدس زدید ، به فرهنگ لغات مراجعه کنید و صحیح بودن حدس خود را کنترل کنید . خواهید دید که در بسیاری از موارد حدسهای شما صحیح هستند و یا به مفهوم صحیح لغت بسیار نزدیکند .
چنانچه مطلبی که می خوانید و یا می شنوید لغات ناآشنای بسیاری دارد ، جستجو در فرهنگ لغات برای یافتن معنی تک تک آنها کار مشکل و خسته کننده ای بوده و شما را از یادگیری بیزار می کند . بنابراین از بین این لغات جدید ، تعدادی از مهم ترین آنها را که به نظر می رسد نقش بیشتری در انتقال مفهوم مطلب بعهده دارند انتخاب نمائید و بدنبال فهمیدن و بخاطر سپردن معنای همان تعداد باشید . بتدریج که دامنه لغات شما وسیعتر می شود ، از تعداد لغات ناآشنایی که با آنها برخورد می کنید ، کاسته می شود . به این نکته بسیار پراهمیت توجه داشته باشید که شما نیازی ندارید تا همه لغات موجود در یک زبان را بخاطر بسپارید .
بنابراین در برخورد با واژه های یک زبان می توانید آنها را به سه گروه تقسیم کنید . گروه اول واژه هایی هستند که نیازی به بخاطر سپردن آنها ندارید ، زیرا واژه های کم کاربردی هستند . گروه دیگر واژه هایی هستند که نیاز دارید به هنگام شنیدن و یا خواندن یک متن معنی آنها را بفهمید و گروه آخر واژه هایی که نیاز دارید خودتان از آنها استفاده کنید . البته واضح است که واژه های گروه سوم ، واژه هایی هستنند که لازم است وقت بیشتری برای آنها صرف کنید .
با لغات جدیدی که می آموزید جمله بسازید هیچگاه سعی نکنید یک لغت را به تنهایی بیاموزید ، بلکه حتما آن را در یک جمله یا عبارت جای دهید و بعد از آن عبارت رابه خاطر بسپارید . این کار را همانطوری انجام دهید که یک دانش آموز سالهای اول دبیرستان با لغات جدیدی که می آموزد انجام می دهد .
برای پایداری هر چه بیشتر لغات در ذهن ، از آنها استفاده کنید . از لغاتی که آموخته اید برای نامیدی اشیاء و توصیف افراد محیط و احساسات خود اشتباه کنید این کار حتی اگر به شکلی ناقص و دست و پاشکسته هم انجام شود ، مفید خواهد بود . تمرین با واژه ها را در فرصت انجام دهید . وقتی مشغول انجام کارهای روزانه خود هستید ، هنگامی که خیاطی یا آشپزی می کنید و یا مشغول اطو کردن لباسهایتان هستید و .......
هر چقدر که می توانید و فرصت دارید منتها و کتابهایی را که به آن زبان وجود دارند و در اختیار دارید مطالعه کنید و در حین مطالعه به مفاهیم و کاربردهای متفاوت واژه های مختلف توجه کنید .
هر چقدر که می توانید مطالعه کنید ، حتی اگر آنچه را که می خوانید به خوبی نفهمید باز هم چنین مطالعه ای ، شما را با واژه های بیشتری آشنا می کند و بار دیگر که در متنی دیگر با آن واژه برخورد کنید بهتر به معنای آن پی می برید .
می دانید که در هر زبانی با استفاده از پیشوند ها ، پسوندهای مختلف و با بکار بردن ریشه های مختلف کلماتی زیاد ساخته می شود . به عنوان مثال اگر شما بدانید که پشوندهای er و or در زبان انگلیسی علامت فاعلی هستند آنگاه به راحتی می توانید دریابید که worker  به معنی کارگر و teacher  به معنی آموزگار می باشد .
حفظ کردن کلمات از فهرست لغات ، اگر چه گاهی اوقات ضروری به نظر می رسد ، ولی بهتر است که تا حد امکان کمتر انجام شود چون مشکلترین و در عین حال کم فایده ترین روش برای به خاطر سپردن لغات همین روش است . در چنین مواردی به جای حفظ لغات از یک فهرست آنها را گروه بندی کنید .
این گروه بندی می تواند مختلف با توجه به معنای کلمات ، ساختار گرامری و یا ریشه های مشترک آنها انجام گیرد .
یک فرهنگ لغات ( dictionary) مناسب برا ی خود تهیه کنید .
یک فرهنگ لغات مناسب ، اطلاعاتی بسیار بیشتر از معنی لغت را در اختیار زبان آموز قرار می دهد.
اطلاعاتی مانند :
1. متضاد ها و مترادف های هر لغت و تفاوت کاربرد آنها.
2. نحوه تلفظ لغات
3. کاربرد لغات مختلف در مورد اشیاء یا محلها
4. مشخص کردن نقش لغت در جمله مثلا اسم – صفت – قید – فعل و ...
5. کاربرد خاص لغت برای جنس مذکر یا مونث
6. قابل شمارش یا غیر قابل شمارش بودن اسم .
7. حالت جمع لغاتی که جمع بستن آنها بی قاعده است مانند : child – children
8. لازم یا متعدی بودن فعل
9. قسمت سوم افعال بی قاعده
10. آشنایی با املای صحیح لغات و اطلاعاتی مشابه اینها که برای زبان آموز می تواند بسیار مفید باشد .

استفاده از فرهنگهای یک زبان (انگلیسی به انگلیسی) ممکن است برای یک زبان آموز مبتدی مشکل ، خسته کننده و وقت گیر باشد . با این وجود این مشکلات بعد از مدتی که زبان آموز بیشتر به فرهنگ لغات خود آشنا شد ، کمتر می شود .
به خاطر سپاری لغات ، بخش عمده ای از یادگیری یک زبان را تشکیل می دهد . حتی در امتحانی مانند آزمون کنکور هم بیش از 50% سوالات زبان به دامنه لغاتی که داوطلب در ذهن دارد مربوط می شود . بنابراین بک زبان آموز ابتدا باید دامنه لغات خود را وسیع کند و بعد از مدتی در کنار افزایش دامنه لغات و کاربرد آنها به آموختن مباحث دیگر زبان از قبیل قواعد دستوری و املاء لغات بپردازد .
افزایش دامنه لغات علاوه بر آموختن معانی لغات و کاربرد آنها ف نحوه تلفظ صحیح آنها را نیز در بر می گیرد .
بهترین و ساده ترین راه برای آموختن تلفظ صحیح لغات در یک زبان خارجی (البته سوای استفاده از یک مدرس ماهر ) استفاده از نوارهای مکالمه ای است که به زبان وجود دارد .
در برخورد با نوارهای مکالمه به روشهای مختلف می توان عمل کرد شاید بهترین روش آن باشد که ابتدا حداقل 3 بار به هر درس فقط گوش دهید بدون آنکه به کتاب مراجعه کنید . (البته اگر نوار شما کتابی هم دارد که معمولا همینطور است ) تلفظ لغات جدیدی را که می شنوید چند بار تکرار کنید . (البته در صورتیکه که مطمئن هستید درست شنیده اید ) پس از سه بار شنیدن هر درس مطمئنا مفهوم کلی درس را در خواهید یافت .
در مرحله دوم ، کتاب را باز کنید و همزمان با گوش دادن به نوار ، متن نوشته شده را هم ببینید . چنانچه لغتی را به اشتباه شنیده اید حالا با استفاده از متن درس تلفظ صحیح آنرا تکرار کنید .
در مرحله سوم ، یکبار بدون استفاده از نوار، متن درس را بخوانید و معنی لغاتی را که نمی دانید در فرهنگ لغات بیابید

  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

جملات سببي

اگر براي انجام كاري به شخص ديگري مراجعه شود و خود فرد

نخواهد يا نتواند كار مورده نطر را انجام دهد در اين حالت از

وجه سببي استفاده مي كنيم.

He had sis sister wash his shirt.

او لباسش را به خواهرش داد تا بشويد.

اساسا جملات سببي به دو دسته تقسيم مي شود.

1-سببي معلوم:در سببي معلوم انجام دهنده كار موده نظر مشخص است.

I had a mechanic repair my car.

نكته:اگر در سببي از فعل هاي

 

استفاده مي گردد فعل بعدي به صورت مصدر بدون have,make,let)

To

2-سببي مجهول:در سببي مجهول انجام دهنده كار مورده نظر معلوم نيست.

I had my car repaired.

من دادم ماشينم را تعمير .

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 

سلام اين مطلب را براي آنهايي مي نويسم كه تازه مي خواهند شروع به يادگيري كنند

 

 شما و زندگي و سعادت

شما ها مثل بچه 1يا 2 ساله مي مانيد كه اگر پايه تلويزيون بشيند مي شنود و لي

 نمي فهمد كم كم كه بزرگتر مي شود از جملات مادرش سر در مي يارد ولي

 نمي تواند تكرار كند خواندن و نوشتنش صفر است و اگر كتاب داستان بهش بدهيم

 با علاقه زياد به عكس هاش نگاه مي كند...

 بگذاريد راحت تر به شما بگم اگر مي خواهيد خيلي زود انگليسي را ياد بگيريد

 از فيلم هاي آموزشي زياداستفاده كنيد اگه متوجه نمي شويد چي مي گه مهم نيست

 ولي سعي كنيد كلماتش را زير لب تكرار كنيد اگر به بچه هاي كوچك دقت كنيد

 در ابتدا خيلي كلمات را جايگزين كلمات مادر يا پدرشان مي كنند مثلا به آدامس

 مي گن دام دام يا بده را مي گن اده يا خيلي كلمات ديگه ولي در بزرگي اين كلمات

 را ديگه استفاده نمي كنند مي دانيد چرا چون در اثر مدام گوش  دادن كلمات درست

 جايگزين اشتباهات مي شود.

بريم سراغ بچه هاي 6ساله خوب حرف مي زنند ولي نمي توانند بخوانند يا بنويسند .

و جالب تر از همه از گرامر هيچي سر در نمي يارن ولي حرف مي زنند پس مهم ترين

 چيز گوش دادن است .

۲ تا فیلم سراغ دارم که به نوبه خودشان عالی هستندFollow me

و يک روبات کنجکاو به اسم «چيپس» که به تازگي توسط يک خانم دانشمند اختراع شده است و از زبان انگليسي هيچ نمي‌دانـد، سعي مي‌کنـد که بـا کمک او و ديـگران زبان انگليسي را فرا بگيـرد. شما هم مي‌توانيد پا به پاي ايـن روبات به فراگيري و تقويت مکالمه انگليسي خود بپردازيد.در فیلم«?How Do You Do

 آموزش مکالمه انگليسي

این هم عکسش

 

 

 

موفق باشيد.

  نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

سلام من ديگه مي خوام دقتر زمان ها را ببندم لطفا اگر سوال خاصي داريد به ميل من بفرستيد

professorbahrani@yahoo.com

 

جواب ها اگر خصوصي باشد فقط به ميلتان و اگر عمومي باشد هم ميلتان و هم در وب ثبت مي شود.

سوال : لطفا در بارهء زمان هاي مختلف افعال در انگليسي خيلي مختصر توضيح دهيد.
- 14 ساله - دبيرستان

پاسخ : با توجه به سنتان فكر مي كنم تا به حال فقط زمان حال ساده و استمراري و گذشته ساده و استمراري و آينده ساده را خونده باشيد . به هر حال :


Present
حال ساده : فعل زمان حال ( فقط در صورتي كه فاعل سوم شخص باشد فعل زمان حال ساده
s سوم شخص مي گيرد. )
حال استمراري:
am / is / are + ing
حال كامل ( ماضي نقلي ) :
have / has + p.p


Past
گذشته ساده : فعل زمان گذشته
گذشته استمراي :
was / were + ing
گذشته كامل ( ماضي بعيد ):
had + p.p


Future
آينده ساده : فعل زمان حال +
Will
آينده استمراري :
will + be + verb + ing
آينده كامل:
will + have / has + been + p.p

 

 

مقطع : دبیرستان

موضوع :

سوال : لطفا توضيحاتي در باره چگونگي استفاده از should در گذشته قيد بفرماييد
- دبيرستان

پاسخ : فعل كمكي should در حالتي براي گذشته مي آيد كه :
بعد از ان ، فعل اصلي در ساختار ماضي نقلي ( حال كامل ) بيايد:
should have gone
should have done
should have opened
در اين حالت معني جمله اين است كه كاري بايد در گذشته انجام مي شده اما انجام نشده است:
You should have studied better for the exam.
تو بايد براي امتحان بهتر درس مي خواندي ( اما نخواندي).
موفق باشيد.

 

 

مقطع : راهنمایی

موضوع :

سوال : سلام
فعل
haveچه موقع با doمنفي وسوالي ميشود وچه موقع با خودش منفي وسوالي ميشود و ميگوييم havent يا hasnt

پاسخ : با سلام،
دوست من اين دو فعل وقتي در زمان ماضي نقلي( حال كامل )
به كار مي روند فعل كمكي هستند و بدون استفاده از
do, does سوالي يا منفي
مي شوند. در ساير اوقات، يعني زماني كه فعل اصلي باشند ( به معناي مالكيت و خوردن و ... ) با استفاده
do, does از سوالي يا منفي مي شوند.
موفق باشيد.
  نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 

: با سلام:
اگر ممكنه گرامر درس اول زبان انگليسي2را براي
من توضيح دهيد؟
حتما درس اول زبان انگايسي2باشد
با تشكر

پاسخ : سلام
دوست عزيز گرامر اين درس مربوط به زمان حال كامل present perfect tense يا همان ماضي نقلي خودمان است . اين زمان براي بيان انجام عملي بكار ميرود كه در گذشته شروع شده و تا حال ادامه داشته باشد يا اثر آن كار در زمان حال باقي باشد مانند:
I have lived in Tehran for ten years ده سال در تهران زندگي كرده ام.
He has opened the door
او در را باز كرده است(اكنون بازاست).
در جمله اول مفهوم اينست كه ده سال قبل به تهران آمدم و اكنون هم در اين شهر زندگي ميكنم و معني جمله دوم اينست كه در گذشته در را باز كرد ولي حالا اثر آن يعني بازبودن در مشهود است
ساختن زمان حال كامل در زبان انگليسي با استفاده از فعل كمكي have وقسمت سوم فعل يا همان اسم مفعول صورت ميگيرد و در سوم شخص مفرد has بكار ميرود.
مثال:
I have done the work
كار را انجام داده ام.
She has written the letter
نامه را نوشته است.
منفي كردن اين زمان با قرار دادن not بعد از have و has انجام ميشود وسؤالي كردن اين زمان با قرار دادن have و has قبل از فاعل صورت ميگيرد .
مثال:
. You have not taken your book و ? Has he sent the bags
توجه:
-1 منظور از اسم مفعول همان وقسمت سوم فعل است كه در افعال با قاعده با افزودن ed به مصدر فعل ساخته ميشود و در افعال بي قاعده با تغييرات ديگر.
مثال:
to open opened opened
to take took taken
-2 با اين زمان دو كلمه since و for بكار ميرود. چنانچه تأ كيد بر طول زما ني عمل باشد از for همراه با مدت زمان استفاده ميشود و چنانچه تأ كيد بر زمان شروع عمل باشد از since همراه با قيد زمان استفاده ميشود .
مثال:
. He has studied english for two years
He has studied english since last year
موفق باشيد

سوال : naghshe kalameye would chist?
no body would thing of question this fact
و لطفا درباره ي زمان حال كامل استمراري توضيح دهيد
بسيار متشكرم

پاسخ : با سلام ،
دوست من فكر مي كنم جمله اول را اشتباه تايپ كرده باشيد اما اگر منظورتان از thing كلمه think باشد بايد بگويم كه would فعل كمكي يا auxilary verb است .
اسلوب ساخت زمان حال كامل استمراري را مي توانيد در كتاب پيش دانشگاهي زبان پيدا كنيد . مفهوم و كاربرد آن هم بسيار شبيه زمان حال كامل است فقط تفاوت در اينست كه در مواردي به كار مي رود كه كاري در يك بازه زماني در گذشته به طول انجاميده باشد ( كه يا تمام شده ولي اثرش باقي است و يا هنوز هم ادامه دارد .)
موفق باشيد .

سوال : با سلام لطفا جايگاه be used to,use to, getting used,get used to در جمله توضيح دهيد.

پاسخ : با تشكر از سؤال بسيار خوب شما و با عرض پوزش از تأخير در پاسخ:
سلام
من با ذكر چند مثال تفاوت آنها را تشريح ميكنم :
get used to and be used to : I am not used to poor economic conditions
I will get used to the hard work
اين دو از لحاظ كاربرد و معنا تفاوت چنداني با هم ندارند . هردو بمعناي عادت كردن
به چيزي هستند و پس از فاعل در جمله آورده مي شوند. فقط زمانهاي مختلف يكي با تغيير زمان فعل get و زمان ديگري با تغيير زمان فعل be ساخته ميشود.
(used to do something : I used to play tennis ( but now I dont play
اين عبارت براي بيان كاري بكار ميرود كه در گذشته بصورت عادت انجام ميشده يا در طول مدتي در گذشته انجام ميشده است، ولي حالا انجام نميشود. اين عبارت پس از فاعل در جمله آورده مي شود.
اما درمورد getting used ، من تا كنون اين عبارت را در معناي خاصي نديده ام و احتمالاً در متني هم كه شما ديده ايد همان زمان استمراري get used to و بصورت to be getting used بوده است و شما متوجه نشده ايد.
اميدوارم پاسخ كافي باشد

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

: با سلام:
اگر ممكنه گرامر درس اول زبان انگليسي2را براي
من توضيح دهيد؟
حتما درس اول زبان انگايسي2باشد
با تشكر

پاسخ : سلام
دوست عزيز گرامر اين درس مربوط به زمان حال كامل present perfect tense يا همان ماضي نقلي خودمان است . اين زمان براي بيان انجام عملي بكار ميرود كه در گذشته شروع شده و تا حال ادامه داشته باشد يا اثر آن كار در زمان حال باقي باشد مانند:
I have lived in Tehran for ten years ده سال در تهران زندگي كرده ام.
He has opened the door
او در را باز كرده است(اكنون بازاست).
در جمله اول مفهوم اينست كه ده سال قبل به تهران آمدم و اكنون هم در اين شهر زندگي ميكنم و معني جمله دوم اينست كه در گذشته در را باز كرد ولي حالا اثر آن يعني بازبودن در مشهود است
ساختن زمان حال كامل در زبان انگليسي با استفاده از فعل كمكي have وقسمت سوم فعل يا همان اسم مفعول صورت ميگيرد و در سوم شخص مفرد has بكار ميرود.
مثال:
I have done the work
كار را انجام داده ام.
She has written the letter
نامه را نوشته است.
منفي كردن اين زمان با قرار دادن not بعد از have و has انجام ميشود وسؤالي كردن اين زمان با قرار دادن have و has قبل از فاعل صورت ميگيرد .
مثال:
. You have not taken your book و ? Has he sent the bags
توجه:
-1 منظور از اسم مفعول همان وقسمت سوم فعل است كه در افعال با قاعده با افزودن ed به مصدر فعل ساخته ميشود و در افعال بي قاعده با تغييرات ديگر.
مثال:
to open opened opened
to take took taken
-2 با اين زمان دو كلمه since و for بكار ميرود. چنانچه تأ كيد بر طول زما ني عمل باشد از for همراه با مدت زمان استفاده ميشود و چنانچه تأ كيد بر زمان شروع عمل باشد از since همراه با قيد زمان استفاده ميشود .
مثال:
. He has studied english for two years
He has studied english since last year
موفق باشيد

سوال : naghshe kalameye would chist?
no body would thing of question this fact
و لطفا درباره ي زمان حال كامل استمراري توضيح دهيد
بسيار متشكرم

پاسخ : با سلام ،
دوست من فكر مي كنم جمله اول را اشتباه تايپ كرده باشيد اما اگر منظورتان از thing كلمه think باشد بايد بگويم كه would فعل كمكي يا auxilary verb است .
اسلوب ساخت زمان حال كامل استمراري را مي توانيد در كتاب پيش دانشگاهي زبان پيدا كنيد . مفهوم و كاربرد آن هم بسيار شبيه زمان حال كامل است فقط تفاوت در اينست كه در مواردي به كار مي رود كه كاري در يك بازه زماني در گذشته به طول انجاميده باشد ( كه يا تمام شده ولي اثرش باقي است و يا هنوز هم ادامه دارد .)
موفق باشيد .

سوال : با سلام لطفا جايگاه be used to,use to, getting used,get used to در جمله توضيح دهيد.

پاسخ : با تشكر از سؤال بسيار خوب شما و با عرض پوزش از تأخير در پاسخ:
سلام
من با ذكر چند مثال تفاوت آنها را تشريح ميكنم :
get used to and be used to : I am not used to poor economic conditions
I will get used to the hard work
اين دو از لحاظ كاربرد و معنا تفاوت چنداني با هم ندارند . هردو بمعناي عادت كردن
به چيزي هستند و پس از فاعل در جمله آورده مي شوند. فقط زمانهاي مختلف يكي با تغيير زمان فعل get و زمان ديگري با تغيير زمان فعل be ساخته ميشود.
(used to do something : I used to play tennis ( but now I dont play
اين عبارت براي بيان كاري بكار ميرود كه در گذشته بصورت عادت انجام ميشده يا در طول مدتي در گذشته انجام ميشده است، ولي حالا انجام نميشود. اين عبارت پس از فاعل در جمله آورده مي شود.
اما درمورد getting used ، من تا كنون اين عبارت را در معناي خاصي نديده ام و احتمالاً در متني هم كه شما ديده ايد همان زمان استمراري get used to و بصورت to be getting used بوده است و شما متوجه نشده ايد.
اميدوارم پاسخ كافي باشد

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

 

سوال : جملات مجهولي چيست و در كجاي جمله به كار
مي رود ؟
با تشكر

پاسخ : فعل معلوم و مجهول
معمولا وقتي كه در جمله فاعل مورد توجه باشد جمله را بصورت معلوم و هرگاه عمل يعني فعل بيشتر مورد توجه باشد جمله را بصورت مجهول بكار مي بريم. بنابراين در جملاتي كه فاعل آن بي اهميت يا نامشخص است ترجيح دارد جمله بصورت مجهول نوشته شود.
براي تبديل جمله معلوم به مجهول معمولا سه عمل زير صورت ميگيرد:
-
مفعول جمله معلوم را در ابتداي آن قرار مي دهيم.
-
يكي از مشتقات فعل را با توجه به زمان جمله معلوم و مفرد و جمع بودن مفعول انتخاب مي كنيم .
-
فعل جمله معلوم را بصورت قسمت سوم فعل درآورده و مينويسيم.
مثال:
Someone broke two plates
-
مفعول اين جمله معلوم را كه two plates است در ابتداي آن قرار مي دهيم.
-
از مشتقات فعل to be با توجه به زمان گذشته در جمله معلوم و جمع بودن مفعول were را انتخاب مي كنيم .
-
فعل جمله معلوم را بصورت قسمت سوم فعل يعني broken درآورده و مينويسيم.
پس جمله مجهول بصورت زير درمي آيد:
Two plates were broken
در تمام جملات مجهول فعل صرف نظر از زمان و شخص بايستي همواره بصورت قسمت سوم فعل باشد. و تغيير زمان در جمله مجهول با تغيير شكل فعل to be صورت ميگيرد كه براي زمانهاي مختلف ازاشكال زيراستفاده خواهد شد:
حال ساده am, is , are
حال استمراري being
گذشته ساده was ,were
گذشته استمراري being
ماضي نقلي been
ماضي بعيد been
آينده be پس ازافعال كمكي be
گاهي درجملات علاوه بر فعل اصلي يك فعل كمكي هم وجود دارد. براي مجهول كردن اين جملات ، فعل كمكي به همان صورت نوشته ميشود و بعد از آن be با قسمت سوم فعل بكار مي بريم. مثال:
I must write the letter
The letter must be written
بايد دانست كه فقط افعال متعدي به مجهول تبديل ميشود وافعال لازم را نميتوان به مجهول تبديل كرد. پس جمله زير را نميتوان مجهول كرد:
He went home
اگر سؤال ديگري داشتيد در خدمت شما هستيم.
موفق باشيد.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

1- زمان حال ساده

 

 

در زمان انگلیسی به سه طریق زمان حال ساده شناخته می شود:
1- اگر عملی در زمان های مشخص تکرار شود فعل آن جمله زمان حال ساده است که اغلب با قیود every week , every day و ... به کار می رود.

2- ا

زمان حال ساده اغلب با قيدهاي تکرار مورد استفاده قرار مي‌گيرند. مهمترين قيدهاي تکرار (frequency adverbs) عبارتند از:

never     rarely     sometimes     often     usually     always
0%................................. 50% .................................100%

·         I usually play football with my friends.

·         I never go shopping.

·         sometimes she plays piano for us.



3- اگر جمله ای بیان کننده حقیقت یا عادتی باشد زمان حال ساده است.
- Th e earth moves round t he sun

 

 

 

 

مطالب تاریخی

استمراری حال


ادامه جمله +مفعول+ing +فعل+(am-is-are)+فاعل

زمان حال استمراری برای بیان انجام کاری که هنوز

ادامه دارد بکار می رود.

طریقه شناختن:


اغلب با قید های
( at present)- (now)-at the moment))
و غیره همراه است و همیشه جملات بعد از کلمات آگاه کننده ،در ابتدای جمله بصورت حال استمراری نوشته می شون

 

 

ماضی نقلی((زمان حال کامل 3-
ادامه جمله+مفعول+ قسمت سوم فعل+(have- has)+فاعل
طریقه

شناختن(سه طریق)
اگر عملی در گذشته در وقت نا معلومی انجام شده باشد ماضی

نقلی است یعنی اگرجمله ای قید زمان نداشته باشد ماضی نقلی است.
ب -اگر عملی

درگذشته چند مرتبه تکرار شده باشد فعل آن جمله ماضی نقلی است

(already)-(just) و(yet) (since)و یا (for (this year,twice- this week)

توجه‌ داشته باشيد که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زماني خاصي مانند since و for استفاده مي‌شود.

for نشان دهنده دوره‌اي از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولي since با مقطعي از زمان به کار مي‌رود و به معني «از آن زمان تا کنون» مي‌باشد:

I have been here for

a year

since

seven o'clock

two months

1980

three hours

September

ten minutes

last week



طرز ساختن حال کامل:
ماضی نقلی یاحال کامل هرفعل را با زمان حال ساده فعل (have) و برای سوم شخص مفرد(has) به همراه اسم مفعول فعل مورد نظر می سازند،

 

 

 

I have visited.

توجه :حال كامل اثرش مهم است در حاليكه حال كامل استمراري مدت زمان طول كشيدن اهميت دارد

از already بيشتر در جملات مثبت و از yet  بيشتر در جملات منفي و پرسشي استفاده مي‌شود.

 


 

حال کامل استمراری:4-


ادامه جمله+مفعول+ ing +فعل+ been + Have/has +فاعل

این زمان نشان می دهد که کاری در گذشته در یک زمان معین یا نامعین شروع شده و تا زمان حال ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد.
البته در افعالیکه در حالت سکون هستند بهتر است از زمان حال کامل استمراری استفاده شود تا زمان حال کامل.
افعالیکه در حالت سکون هستند مثل:
Stay, sit, rest, work, sleep, live, stand, wait, talk, learn, look, lie, listen, study.




 




  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 


 

دو شرط بنيادي، جهت يادگيري مكالمۀ زبان انگليسي

1 - درك آنچه مي شنويم.
2 - نوشتن آنچه درك كرده ايم.

 هرگز سعي نكنيم مطالبي كه ميشنويم لغت به لغت ترجمه كنيم
سعي كنيم تا مفهوم موضوع بحث يا مطلب را،  با كمك معلومات، تكنيكها، متدها ، تجربيات شخصي و حدس، درك كرده، برداشت كنيم.
براي مثال، اگر جمله اي را كه شنيده ايم يا خوانده ايم، از تركيب 10 واژه باشد و ما فقط معناي 6  واژه را بدانيم، با اتكا به  منطق و آنچه آموخته ايم، معناي 4 واژۀ مجهول را حدس زده و نهايتاً با برداشت خود، به مفهوم جمله دست پيدا كنيم.  براي اينكه ببينيم آيا حدس و برداشتمان  از جمله صحيح بوده يا خير، به فرهنگ لغت (ديكشنري)، مراجعه كنيم.
 براي رسيدن به اين مرحله، و نهايتاً توانايي ارتباط برقرار كردن با اتبۀ  خارجي ، تكنيك ذيل را مطالعه نموده و به تمرينهاي خود اضافه كنيم.
نوشتن دقيق آنچه را كه مي شنويم از اهميت بسياري برخوردار است.  مقصود از نوشتن دقيق اين مي باشد كه، اگر لغتي را  متوجه نشديم، حداقل صدايي كه شنيديم را به روي كاغذ بياوريم.  حتي اگر آن صدا شبيه به وزوز زنبور باشد.
 بخاطر دشوار بودن اين تكنيك، اغلب زبان جويان با بهانه ها و دلايل مختلف،  از آن دوري مي كنند.  مثلاً مي گويند كه آنها خيلي سريع صحبت مي كنند و مطالب، به هيچ وجه قابل درك نميباشند و يا دلايل ديگر.
 قبل از هر چيز، ما بايد درك كنيم كه هيچ كس، هنگام صحبت كردن زبان مادري خود، سريع تر از حد نرمال صحبت نمي كند.  حتم داريم كه اگر يك فرد خارجي زبان، صحبت كردن ما را بشنود، او نيز فكر مي كند ما هم سريع تر  از حد نرمال صحبت مي كنيم.
 همچنين اگر ما كمي همت به خرج داده، آنچه را كه ميشنويم به روي كاغذ بياوريم و نزد استاد ببريم، او قادر خواهد بود ما را بيشتر راهنمايي كرده و مثلاً به ما  بگويد، آن  لغتي  كه  بنظر صداي زنبور مي داد، تركيب دو واژۀ
DOES)     و    (HE بوده، كه در زبان انگليسي، صداي "دازي" را مي دهد . نتيجه مي گيريم، اين مشكلات، زماني از بين مي روند و ما درك بهتري از زبان پيدا مي كنيم كه قدم اول و دوم را برداريم. به اين معنا كه به آنچه مي شنويم دقيق شويم و هر آنچه را كه مي شنويم بنويسيم و با كمك استاد مشكلاتمان را حل كنيم.  طبيعتاً ، پس از درك مطالب و توانايي نوشتن آنها، آماده هستيم تا از طريق مكالمه، به زبان خارجي / انگليسي  ارتباط برقرار كنيم.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط زبان دان  | 

سلام خوبيد؟

 

امروز نه مي خواهم زبان درس بدم نه مي خواهم متن انگليسي بفرستم

فقط مي خواهم درد و دل كنم .

 

تكنولوژي جديد آموزشي چت انگليسي را جزو يكي از روش هاي

آْآموزشي مي داند و حتي تو خيلي آموزشگاهاي زبان اين روش جزو

يك كار عملي و جزو ساعتي از تدريس به حساب مي آيد و حتي مي گن

اگر مي خواهيد زبانتان پيشرفت كند حتما يك دوست اينترنتي داشته باشيد !!!

متاسفانه اين مساله در فرهنگ جامعه  ما هنور جا نيافتاده بيشتر مخاطبينمان

در چت انگليسي متاسفانه يا خوشبختانه ايراني هستند افرادي كه اولش انگليسي

صحبت مي كنند بعد تا يكم با هم آشنا شدن يا يكم حرفشان به نقطه اوج مي رسد

ديگه يادشان مي رد كه .......اگه هم باهاشان فارسي چت كنيم كه  الحمد الله اينقد

ر بي جنبه هستند كه...........

 

نه!! اگه از من مي شنويد سعي كنيد از روش هاي ديگه آموزش استفاده كنيد چون اين روش

لااقل در ايران روش مناسبي نيست و در افتادن با افراد بي جنبه هم به هيچ جا ختم نمي شه

به جز اين كه در نهايت يا هكتان مي كنند يا از id شما تمام اطلاعات را مي گيرند و وقتي

مي گيم چرا انقدر راحت منكر مي شن كه انگار نه انگار تو اون دنيا يك روز به هم مي رسيم.

 

 

در هر صورت من ديگه از طريق ياهو مسنجر به سوال هيچ كس جواب نمي دم

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط زبان دان 

حرف اضافه

مقصود  از حروف اضافه ، کلماتی است که نسبت ِ میان دو کلمه را بیان کند و مابعدِ خود را متمم کامه ی دیگر قرار دهد ، چنان که معنی کلمه ی نخستین ، بدون ذکر ِ دوم ، ناتمام باشد ، مانند : به تو می گویم . با شما خواهم رفت .  از او پرسیدن . که معانی این افعال بدون حرف اضافه ناتمام است .

مشهورترین جروف اضافه عبارتند از : ب ، با ، از ، بر ، تا  ، در ، اندر ، نزد ، نزدیک ، پیش ، برای ، بهر ، روی ، زیر ، زبر ، سوی ، میان ، پی

" به " در این معانی استعمال می شود :

1- به معنی " همراه " که از آن به مصاحبت تعبیر کنند : به ادب سلام کرد ، به سلامت عزیمت نمود .
2- ظرفیت زمانی و مکانی :
دهقان به سحرگاهان کز خانه برآید     نه هیچ بیارامد و نه هیچ بپاید

ای که گویی ، به یمن بوی دل و رنگ وفاست       به خراسان طلبم کان به خراسان یابم

3- " قسم " :
بگویم که بنیاد سوگند چیست     خرد را و جان ِ تو را بند چیست
بگویی به دادار خورشید و ماه       به تیغ و به مهر و به تخت و کلاه

4- در بیان جنس ، چنان که به جای آن " از جنس ِ " بتوان استفاده کرد : به مردم شمار ، به مرد مدار .
5- به معنی " طرف " و " سو ی " :
چو زین کرانه شِه شرق دست برد به تیر     بر آن کرانه نماند از مخالفان دیّار

6-" استعانت " معنی می دهد و در این صورت آنچه پس از آن آید ، افزار کار و عمل است :
به لشکر توان کرد این کارزار     به تنها چه برخیزد از یک سوار

7-" تعلیل " و در این حال ، مابعد ِ آن علت ِ حکم است :
به جرم خیانت به کیفر رسید . به گناه خود مأ خوذ گردید .

8- بر مقدار دلالت می کند : به دامن در فشاند

9-در آغاز و ابتدای سخن به کار می رود :
به نام خداوند جان و خرد    کزین برتر اندیشه برنگذرد

10- به معنی  " برای " :
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند     که تو در برون چه کردی  که درون کعبه آیی

11- سازگاری و توافق می باشد :
اگر جز به کام من آید جواب     من و گرز و میدان افراسیاب

12- بر عوض و مقابله دلالت می کند :
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق     خرمن به جوی خوشه ی پروین به دو جو

13- به معنی استعلا است و در این هنگام آن را به " بر " تأکید توان کرد :
نهاد افسرش پست بر خاک بر      همی کرد نفرین به ضحاک بر

14- به معنی " را " :  به من گفت ، به من داد ، به من بخشید

15- قرب و نزدیکی :
که فردا به داور بود خسروی    گدایی که پیشت نیرزد جوی

16- به معنی نهایت و پایان است : از باختر به خاور شتافت .

17- برای ترتیب : دم به دم ، خانه به خانه

18- افاده ی تشبیه کند :
لطفش به بهار شادمانی است    قهرش به سموم زندگانی است

19- در توضیح و تفسیر به کار می رود :
به تن زنده پیل و به جان جبرئیل     به کف ابر بهمن به دل رود نیل

حرف " ب " در اول بعضی افعال برای زینت می آید : بگو ، بروم ، بیا ، بزند ، برفت و گاهی در اول اسم می آید و به آن معنی وصفی می دهد : بهوش ، بخرد ، بدانش

 

 

" با " در این معانی استفاده می شود :

1- به معنی مصاحبت و همراه بودن :
از دشمنان دوست حذر گر کنی رواست       با دوستان ِ دوست تو را دوستی نکوست

2- به معنی طرف و سوی باشد :
بَرَد از وی پیامی چند با او       زلیخا را دهد پیوند با او
با شیراز شد ، با یزد رفت ، با تهران آمد .

3- استعانت را می رساند :
جهان را با دیده ی عبرت ببین . با دست ِ توانا به ناتوان یاری کن .

4- برای مقابله و برابری می آید :
با روی تو آفتاب دیدم      خوب است و لیکن آن ندارد

5- به جای " با وجود " می آید :
با صیقل ضمیر تو چون عکس آینه      مرئی شود ز ظِلّ بدن صورت حواس

در کلمه ی " با آنکه " نیز همین معنی را دارد  و در قدیم به جای آن ، " باز آنک " می گفتند .
گاهی " با " با اسم ترکیب می شود و معنی صفت به اسم می دهد : با دانش ، با خرد ، باهوش
این گونه " با " جز کلمه ی مرکب است و حرف اضافه نیست .

 

" از " دارای معانی فراوانی است :

1- بیان جنس می کند و مابعد آن مبیّن کلمه ی پیشین است :
درفشش سیاه است و خفتان سیاه     ز آهنش ساعد ز آهن کلاه

2- برای تبعیض آید و این در صورتی است که مابعد آن جمع یا اسم جمع یا اسم عام باشد :
شنیدم که در مرزی از باختر     برادر دو بودند از یک پدر

3- سببیّت را می رساند :
گر خدا خواهد نگفتند از بطر     پس خدا بنمودشان عجز بشر

4- مجاورت را می رساند : کاران از شهر گذشت ، چاره از دست ما رفت

5- آغاز و ابتدا را می رساند و ناچار پس از آن لفظی باید باشد تا معنی زمان یا مکان را برساند :
آمد نوروز هم از بامداد    آمدنش فرخ و فرخنده باد

6-مِلک و اختصاص را می رساند : این خانه از من است . این دفتر از کیست ؟ ، این خانه از آن من است

7- مفید معنی تفضیل می باشد : سگ حق شناس به از مردم ِ ناسپاس

8- " از " اگر با کلمه ی " بَر " مرکب شود ، به معنی استعلا است :
چو یک هفته بگذشت هشتم پگاه       نشست از بر ِ گاه پیروزشاه

 

 

" بَر " به معنی بالا است :

دولت از گوهر زینت نه فرود است و نه بر    نصرت از گوشه ی تاجت نه فراز است و نه باز

به همین جهت از آن کلمه ی " برتر " را ساخته اند .
در سر افعال نیز پیشاوند است که بالا بودن و ارتفاع را می رساند : برآمد ، برانگیخت ، برافراشت ، برداشت
در این دو مورد کلمه ی " بر " از حروف اضافه نیست و در موارد زیر از حروف اضافه است :

1-حس بالا بودن چیزی را می رساند :
همچنان باز از خراسان آمدی بر پشت پیل      کاحمد مرسل به سوی جنّت آمد از براق

2- در وجوب و لزوم : بر شماست که این کار را انجام دهد و پاداش آن بر من است .

3- در موقع قصد و آهنگ :
بر آن سرم که اگر همتم کند یاری    ز بار منت دونان کنم سبکباری

4- در پیاپی بودن و ترتیب و آن وقتی است که اسم بعد از آن مکرّر شود :
آن که چون پسته دیدمش همه مغز      پوست بر پوست بود همچو پیاز

 

 

 

 

" در " دارای چند معنی است :

1- ظرفیت رامی رساند که می تواند واقعی یا حسی باشد : چند کتاب در خانه دارم . امروز در منزل نمی مانم . نکوکاران در آسایشند و بدکاران در رنج .

2- سوی و طرف  را می رساند :
نگه کرد رنجیده در من فقیه     نظر کردن ِ عاقل اندر سفیه

3- به معنی " را " :
ز تو آیتی در من آموختن     زمن دیو را دیده بر دوختن

4- قُرب و مصاحبت را می رساند :
دل به تو داده است نشانی مرا     در تو رسم گر برسانی مرا

5- اتصال و کثرت : سپر در سپر ، عنان در عنان ، باغ در باغ

کلمات در ، اندر ، درون ، اندرون ، گاه به یک معنی استعمال می شود ، با این تفاوت که لفظ " درون و اندرون " با کسره اضافه و " در " و " اندر " بدون کسره ی اضافه می آیند .

هرگاه " در " و " اندر " بر سر فعل بیایند ،حرف اضافه نیستند :
بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید    روی میمون تو دیدن درِ ِ دولت بگشاید

 

 

" تا " در موقعی حرف اضافه است که به معنی نهایت باشد :

از خانه تا بازار رفتم . از بام تا شام کار کردم . روز را تا شب راه رفتم

در غیر این موارد حرف ربط است .

 

کلمات نزد و پیش در معنی به هم نزدیک و حضور داشتن چیزی یا کسی را می رساند :
نزد من است . پیش او بود

و گاهی از آن ، معنی سوی و طرف استفاده می شود :
نزد او رفت . پیش او شتافت

 

" نزدیک " بر قرب مکان دلالت می کند : نزدیک او نمی توان رفت . و گاه قرب ِ زمانی را می رساند :
 و نزدیک است که او را از سراندیب آورده ام

" نزدیک " گاهی صفت استعمال می شود : راه ِ نزدیک

 

" زی " مفید معنی جهت می باشد :
زی حربِ تو آمده است دیوی     بدفعل تر از همه شیاطین

گاهی در موقع عقیده و نظر به کار می رود :
دیبای دل است ، شرم زی عاقل   حلوای دل است ؛ علم زی والا
خرسند مشو به نام بی معنی     نام تهی است زی خرَد عنقا

در بیت اول " به عقیده ی عاقل " در بیت دوم " به نظر خرد " می باشد

 

 

" پی " به معنی " برای " و " به جهت " به کار می رود :
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم     از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

 

 

حروف اضافه مرکب :

هرگاه حرف اضافه بیش از یک کلمه باشد ، آن را حرف اضافه مرکب می خوانند : از برای ، از پی ، از روی ، از بهر ، به چیز ، در نزد ، درباره

 

 

 

کلماتی که بر ظرفیت دلالت کنند : زیر ، رو ، پیش و نزدیک  وقتی حرف اضافه می باشند که با متمم همراه شوند : کتاب روی میز است . قلم زیر کاغذ است .   در غیر این صورت ، قید یا صفت هستند : نزدیک رسید . پیش آمد

هر یک از حروف اضافه به قسمی از افعال ، اختصاص دارد : بحث کردن ، دوستی کردن ، دشمنی ورزیدن   به " با " ختم می شود . افعال ِ  پرسیدن ، ترسیدن ، خواستن ، شنیدن   با " از " استعمالمی شوند  و از این قاعده مستثنی است ، فعل آویختن ، شستن ، جدا کردن و هر چه در وجود  محتاج به افزار و آلات باشد می تواند با " از " ، " به " ، " با " تمام شود .

" از " تخفیف یافته ، به صورت ِ " ز " در می آید و به همان معنی که در بالا نوشته شد استعمال می شود .

  بر گرفته از سایته آوای آزاد

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط زبان دان 
فرق بین error & mistake

در کل erorr خطای نحوی و ناشی از عدم وجود اطلاعات صحیح است

اما mistake اشتباهات سهوی و ناشی از مثلا خستگی و غیره است

بنابراین اولی را خطا و دومی را اشتباه می گویند

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط زبان دان 

 

كاربرد should+have+p.p

 

از اين تركيب زماني استفاده مي شود كه بخواهيم بگويي كه كاري در

زمان گذشته بايد انجام مي شده ولي انجام نشده

He should have sent an email

او بايد ايميل ميزد

 

كاربرد could +have + p.p

 

از اين تركيب زماني استفاده مي كنيم كه بخواهيم بگوييم كاري در

 زمان گذشته مي توانسته انجاام شود ولي نشده است

He could have sent an email

او مي توانست ايميل بزند

 

كاربردmay – might +have + p.p

 

از اين تركيب زماني استفاده مي شود كه بخواهيم كاري در زمان

 گذشته ممكن است انجام شده باشد يا خير

He might have sent an email

او ممگن است ايميل زده باشد يا نزده باشد

 

 

كاربردmust =have+p.p

 

اين تركيب بيانگر نتيجه گيري از عملي است كه در گذشته

 انجام شده است

Sahar had an accident so she

 must have driven carelessly

سحر تصادف كرده است و ما نتيجه مي گيريم كه بايد بدون دقت

 رانندگي كرده باشد.

 

  نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 
How much , How many گرامر يا دستور زبان اين درس درباره استفاده از How much و How many مي باشد و نكات آن عبارتند از : نكات 1 – كلمه How much به معناي «چه مقدار» مي باشد. هر گاه بخواهيم سؤال كنيم كه «چقدر » يا «چه مقدار» از اين كلمه استفاده مي كنيم. How much براي پرسيدن مقدار اشياء غيرقابل شمارش و يا براي پرسيدن قيمت چيزي است. بعضي از اشياء غير قابل شمارش عبارتند از پول، نان، برنج‌، آب و شير .......به مثال هاي زير توجه كنيد. How much money do you have? شما چقدر پول داري ؟ How much mild does he want ? او چقدر شير مي خواهد ؟ 2 – كلمه How many به معناي «چه تعداد» مي باشد. هر گاه بخواهيم سؤال نيم كه «چندتا» يا «چند عدد» يا «چه تعداد» از اين كلمه استفاده مي كنيم. How many براي پرسيدن تعداد اشياء قابل شمارش به كار مي رود مانند كتاب، دانش آموز، اتوموبيل و غيره . به مثال هاي زير توجه كنيد. How many buses are there in the street? چند عدد اتوبوس در خيابان وجود دارد؟ How many friends do you have? شما چند تا دوست داريد؟ 3 – در پاسخ به How much معمولاً از كلمات alittle- some- a lot of استفاده مي شود و در پاسخ به How many معمولاً از كلمات afew – some- a lot of ‌استفاده مي شود. 4 – با توجه به نكته بالا مي توان گفت كه some , a lot of هم براي اشياء قابل شمارش و هم براي اشياء غيرقابل شمارش استفاده مي شود. اما a little فقط براي اشياء غير قابل شمارش و a few فقط براي اشياء قابل شمارش به كار مي رود. 5 – با How much فعل مفرد و با How many فعل جمع به كار برده مي شود. ضمناً بعد از How much اسم به صورت مفرد و بعد از How many اسم به صورت جمع مي آيد. به مثال هاي زير توجه كنيد. 1- How much bread is there in the basket? There is a little bread in the basket. 2 – How many students are there in the classroom? There are a few students in the class room
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط زبان دان  | 
آموزش زيان انگليسي
 
methodology: لارسن فريمن-چستين- ريورز- ريچارد و راجرز- ميرحسني -داگلاس براون

 linguistics:يول- فاك

Testing: مدسن -ديويس -بیرجندی فرهادی جعفرپور 

toefl: barrons- ntc- longman-

مترجمي انگليسي

. meaning based translation – Larsen

2. اصول و روش ترجمه زبان انگلیسی دکتر کاظم لطفی پور ساعی

3. a text book of translation – P. Newmark

4.A vocabulary workbook for ESL students

5. واژه شناسی- پیام نور – دکتر تجویدی

6. کاربرد اصتلاحات و تعبیرات- غفار تجلی انتشارات سمت

7. ترجمه متون اقتصادی دکتر جعفر گوهری

8. ترجمه اسناد و مدارک دکتر اصلان زاده

9. ترجمه متون مطبوعاتی دانشگاه پیام نور

10. زبان تخصصی مترجمی زبان انگلیسی- مهرداد امیری- پوران پژوهش

11. زبان شناسی ترجمه

12. کتاب Yule

13. ترجمه متون سیاسی دانشگاه پیام نور

14. دستور زبان فارسی انوری-گیوی

15. جزوات درسی دکتر محمودی بختیاری انتشارات پوران پژوهش

16. گرامر انگلیسی

17. گرامر پایه در سطح کارشناسی زبان انگلیسی

18. TOFEL CBT , Bruce Roger, Thomson

19. Essential Words for TOFEL

20. NTC_ Cambridge, CBT (2004)

21.Oxford Advanced dictionary

22. واژه های مترادف و کاربرد انها- دکتر نوروزی خیابانی- انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی

23. گرامر انگلیسی- طبیبی-پوران پژوهش

24.theories of translation دکتر علی میر عمادی- سمت

25.مبانی و اصمل روش ترجمه- دکتر فرحزاد- علامه طباطبا ئی

26. بررسی ترجمه متون اسلامی 1و2 دکتر اناری و دکتر الهی قمشه ای- سمت

27. بررسی مقابله ای ساخت فارسی و انگلیسی و تجزیه و تحلیل خطا ها- دکتر ضیائ حسیننشر ویرا

28. لغات و درک مطلبو پوران پژوهش- مهرداد امیری

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 7:9 قبل از ظهر  توسط زبان دان 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM